close
چت روم
.: از شروع ساخت این وبلاگ گذشته است :.
وبلاگicon
داستان كوتاه جالب و آموزنده

داستان كوتاه جالب و آموزنده

داستان،داستان كوتاه،داستان جالب،داستان آموزنده،داستان خواندني،داستان كوتاه جالب،داستان كوتاه آموزنده،داس,
دختر کوچکی هر روز صبح زود پیاده به مدرسه می‌رفت و ظهرها هم پياده بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه قصه ما طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد… بعد از ظهر که شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار…
وبلاگ تفریحی و سرگرمی جذابستان
محل تبليغات شما محل تبليغات شما


محل تبليغات شما محل تبليغات شما


قالب وبلاگ
چاپ این صفحه

داستان کوتاه





در اين وبلاگ
در كل اينترنت

SEO Reports for jazzabestan.rozblog.com

وبلاگ-پیج رنک گوگل-jazzabestan.rozblog.com

تبادل بنر با لینک
تبادل بنر با لینک


خرید عینک آفتابی


مونوپاد حرفه ای






دریافت کد ابزار آنلاین
وب دایرکتوری